| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۷۶ از ۵۱۰

176

دل را بررویم وا کنی

سختی را آسان کنی

با من اگر مأواکنی

خودرا زدل برپاکنی

گفتم حکایت روشن هست

سختی دنیا درتن هست

با من بمان آسانترست

بارغمت بردوشم هست

بردارشدم چون وعده بود

قول پدر برمن نمود

هیچ کس بجزمن نبود

ازروز اوّل گفته بود

آنچه گفت درما شکفت

اسرارنیست درمانهفت

بارها کتاب عشق گفت

من بودم ازروزنخست