| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۵۹ از ۵۱۰

159

هرچه داشتی تودادی بهرما

گنجهایت رانهادی درسماء

خوبیهات عزیزهست نزدما

پاداشت بسیار هست آشنا

هرگناه بخشش هست ازخدا

جزبرروح القدس گوئی خطا

اونمی بخشد تورادرهیچ سرا

توفنائی گم شده درهرراه

درمن اوسّرها را وانمود

من نوشتم آنچه او گفته بود

عشقم برمن چنان خوبی نمود

روزوشب دل درهوایش گریه بود

من ازاوخواستم بعد من

گنج عریان نماید عیان

شاید نامم آید برزبان

غره گردم بیفتم دربدان