گنج عریان · بخش ۱۵۱ از ۵۱۰
ای عزیزان درگناهید درگناه
تازمانی اسم عیسی نیست تورا
باخونش پاک شوید ازگناه
تاروح آید درتوست راهنما
باتومیگویم خداعلم نیست آری به لب
دل میخواد خدا درراه تب
وقتی تودرکندوکاوی نمیشناسی رب
بااو دردل باش اوهست رُطب
من نمیگویم دلم بااوست باب
شاهدان روحهیم دراین ثباب
,من مزده خود گرفتم ازشباب
بااو همدل شدم درهررباب
بادیده تونا دیده مجو
دل رادرخودبنا کن حق جو
وقتی درتورسید آن نیکو
دل رابراوسپارهست او