گنج عریان · بخش ۱۵۲ از ۵۱۰
من آسان نیاوردم بدست
آزمایشها شدم درهرنفس
براوایمان داشتم که هست
تابه سرحدجنون دراین قفس
اورهایم کرد ازروحهای بد
درمن آرامشی شد این نبرد
باروحش زنده کرداین جسم سرد
من شدم تازه نهالی ریشه کرد
عاشقان باورکنید درما خداست
روح او درما باما آشناست
بااو همدل شوید او نزدماست
روح میگوید او بی انتهاست
باتمام دل بخوانیم اوخداست
اوراباورکنیم اوراهنماست
هی باخودنگویم اوکجاست
ماخودناباوریم اودرماست