گنج عریان · بخش ۱۵۰ از ۵۱۰
کسی دراین سرا بااو نبوده
خدادرکلام این رانموده
فقط دراوست نشان آن ستوده
که ازبنیاد پیدایش بوده
تازمانی دیده آید برروان
دل هم یاور شود دراین میان
ما گناهکاریم عزیزان درخان
درخدا سهمی نداریم آن چنان
تومیگوئی خدایم قبلگاهست
زدل گوئی سخن اونما هست
توپرسیدی زدل عیسی کجاهست
چوروح گوید دردل اوخداست
عیسی هست چون رودی روان
درنامش غسل کن پاکی بدان
وقتی روح آید شود برتوعیان
اوخداوند خداهست نزدمان