| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۴۲ از ۵۱۰

142

دردلم هردم سرود عاشقیست

این دلم عاشقست جز توکه نیست

بر منه خسته نظر داری چیست

یا زیاد رفته ام جزمن کیست

همه گویند مرادیوانه هستم

تو میدانی من درتومستم

تورا باجان ودل می پرستم

توراخوانم خدایم ازتوهستم

چنان آموختم ازتو راه

چومیدانم چه میخواهی زما

 نمی خواهم جز تودیده را

 مرامی کشد هرسو خطاها

تو شبها آئی درمن که خوابم

مرا گوئی بیدارشو ثوابم

چنان می گوئی ازتوتابم

من ازتوسخنها دریابم