گنج عریان · بخش ۱۳۸ از ۵۱۰
ما چون داریم نام تو
گم نمی گردیم درپیمان تو
ماهستیم دیده میخواهیم نه تو
عهد خودراشکستیم نزد تو
توهستی تنها راه وحیاتم
مراازخوددانی درتوذاتم
نمانده ازمن درخودنکاتم
فقط ازتوشدم درحیاتم
توازما دل میخواهی تنها
تومیدانی دل هست باتوراه
چنان چشم فریب هست این دنیا
که دیده میشود گمراه گمراه
براه خود مرامنزل نمودی
توبرمن آزمایشها نمودی
چودانستی نبوددرمن توبودی
مرا باروحت پرنمودی