گنج عریان · بخش ۱۳۳ از ۵۱۰
هرکه باایمان خود داورست
ازدل پرسند کدامین بهترست
بااو همدم شوئی تاج سرست
ازاو دوری کنی خاکسترست
تو برای جسم دعائی مخوان
روح رفته جسم خالیست درتوان
پیش داور روح هست درمکان
او می داند هرآنچه کرده جان
ذات انسان راگناه کرد سرنگون
ازخدا دورکرد خاک نگون آدم
لحظه ای درخودنبود آن واژگون انسان
روح اورا گرفت درجنون
روح انسان راسرشتی دیگراست
ازخدا بوده اوچون مهتراست
دل عریان باخدا نزدیکتراست
وارثان حق ازاوتاج سر است