گنج عریان · بخش ۱۳۰ از ۵۱۰
چراای آدم ازعشق نهانی
تورامی جوید عاشق دانی
بدادجانش هنوز تودرگمانی
پرستش می کنی بُتهای فانی
بدون عشق خدادورهست زانسان
تورا باور باید از دل وجان
خداوند نزدیک هست برانسان
چرا اورانمی خوانی تو مهمان
شبی با او باش تا بدانی
سخن ازدل بران نه روضخوانی
که اوداند چه میگوید دلانی
که بااو نجوا دارند زبانی
سخن بسیارگفتند ازخداوند
دلا پربود ازعشق دلبند
شبی باما باش تاسخن چند
زمانی روحش آید دل به اوبند