گنج عریان · بخش ۱۲۹ از ۵۱۰
میان مردمان من غریبم
ندارم آشنائی بی نصیبم
فقط بامن هست آن حبیبم
مرادور کرده ازرقیبم
میان ما همیشه جنگ ودعوا
عزیزان مشکل هست دوروح یکجا
یکی باخدا یک روح گمراه
نمی سازند باهم دریکجا
انجیل کلام عاشقیست
هرکلمه اش دنیایست
بااونباشی روح نیست
روح میگشاید اوکیست
حرف عاشق عاشقیست
دراونباشی عشق نیست
درهر کلامش سّریست
تا نگسلی عریان نیست