| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۰۳ از ۵۱۰

103

از گذشته می جُستم تورا

بامن همدم بودی این سرا

من گناه کردم توبخشدی مرا

پاک گشتم تو گرفتی مرا

ماآمدیم دراین سرا بااوباشیم قصه را

پنهان نباشم درگناه همراه شویم آن وعده را

اوجان داد بهره ما آزاد گردیم ازگناه

بااوبمانیم درنگاه تامارسیم درآن سرا

یک لحظه نورت آمد بردلم

ازتوروشن شد تمام هیکلم

من هنوزم با تودرمحولم

ازروحت پرشدم ای صنم

ما نگفتیم ازخود درنهفت

این سرا رااو برما شکفت

تازمانی اینجا بود گفت

بامن باشید چون روز نخست