| تهران --°

وعده خدا به داود (2)

20px
اشتراک

ای خدا گفتی با نبی خود

برگزیدم جوانی ازاسرائیل بود

تاشوداوپادشاه قوم خود

نام این بنده ام داوُدبود

تونمودی پایدارش چنان

دشمنان چیره نگردند هیچ زمان

توبردی همه خصمان او

هرکسی داردبدل نفرت ازاو

ریشه اش نابودگردددست تو

چون پیوسته توهستی پناه

یاوری این آشنارادرنگاه

وسعتش خواهم نموداین شاه را

چون نخست زاده ام هست برراه

برترش خواهم نمود ازپادشاهان دگر

اومراخواهدخواند ای پدر

رحمتم هرگز نباشدازاودور

عهدمن بااوست همیشه نیست به گور

نسل اورا تاابد یاری کنم

سلطنت درنسل اوجاری کنم

لیک نافرمان شودفرزنداو

میکنم تنبیه  اوراروبرو

رحمتم محروم نگرددازکسی

چون که قولم تاابد باشدبسی

نشکنم آنچه گفتم درزمین

وعده دادم برداوُدهمچنین

نسل اوراتاابدیاری کنم

سلطنت بااوست تاآن زمان

خورشید باشد میان آسمان

ماه وفاداری بوددراین جهان

پایدارخواهد ماندحرفم چنان


📖 بازگشت به فهرست مزامیر