خدایا تومراداوری کن مزامیر 43
خدایاتومراداوری کن
تمام فتنه ها ازمن بری کن
نجاتم ده ازاین حیله گرها
توهستی یاورم ظلم هست اینجا
نمی بینی مرا افتاده پایم
نمانده قدرتی ایستم جایم
توبفرست نوروراستی خودرا
هدایت کن من راخدایا
رسان من رابه منزلگاهی
ببینم مذبخت درنگاهی
من آنگاه ازتودارم گواهی
سرودها برتوخوانم خدائی
چراجانم توگشتی پریشان
ندیدی توخداراچندان
امیدبرخدادار ای جان
نجات رویمان باشد خدامان
بخوان حمدش که اوهست یزدان
پریشان حالی نیست سزامان