| تهران --°

دعای شخص رنج دیده

20px
اشتراک

توتنبیه ام مکن ای خداوند

زمانی درغضب هستی برمن

تمام تیرهایت دربدن هست

مرادرخاکستر کوبیدست

نمانده جای سالم هیچ مکانم

شکسته شد تمام استخوانم

چنان لبریزهست گناهم

نماند قدرتی درتوانم

همه زخمهایم شد تعفن

چنان می پیچم برخوددرخون

 تمام روزوشب نالم زهرسو

مرا تب می سوزاندچوکوه

توانم رفته بلکل شدم مو

دلم ازغصه پر گشته هرسو

چنان می نالم ازدردچون کوه

تو میدانی تمام آرزویم

نمی ماند مخفی هرچه گویم

تمام قدرتم رفته از نا

دوچشمانم کم نورگشته ازراه

تمام دوستانم دورگشتند

همه همسایه هایم پشت گشتند

وآنهایی که هستند دشمنانم

همیشه فکرآزارمن هستند

من همچوکرم خاکی بی توانم

نمی گویم سخن لال مانم

ولی دارم به توامید قادر

توپاسخ میدهی برهردرد

تونگذاردشمنان برمن بخندند

مرا پایین ترازخود کردند

ولی دانم گناهکار هستم

پشیمان زهرکارهستم

تمام دشمنانم زورمندند

هر آنچه کردم برعکس کردند

تمام خوبیهایم شده بد

ولی باتوست دلم همیشه پیوند

خداوندانخوا ترکم نمائی

مرادیگر نباشی راهنمائی

تویی تنها خدایا پناهم

شتابان باش ازاین روز سیاهم


📖 بازگشت به فهرست مزامیر