مکن آزرده فکرخودرا
که بدکاران چه هستنددردینا
مگیرحسرت بدل ازکارایشان
شرارت نابودگرداندایشان
توکل نما بر خداوند
که ایمن باشی ازبلاچند
توخوش باش ازخداروزی برآید
همه آرزوهایت سرآید
توبسپارخودرابرخداوند
دهدیاری به توهست پیوند
دفاع می کند ازحق توچند
نمی گذاردبیفتی تودربند
کمی صبروسکوت خواهد این جنگ
سرآخراوپیروزاست درجنگ
کسانی بانیرنگ هستند خندان
مخورحسرت مشوخشمگین زیزدان
نشوآزرده خاطرازگناهان
نگاه کن برخداوند بادل ایمان
که اوبرکت دهدبرهرانسان
نمی آرنددوام این شریران
نمی ماند دگریادی ازایشان
وآنهایی که دل برتو بستند
صفاوصلح رادرتوجستند
شریران دوست ندارندنیک ایمان
همیشه فکربددارندازایشان
خداوندمی خنددبرایشان
که روزداوری نزدیک است انسان
شریران می کشندشمشیرخودرا
فناسازندایمان را زهررا
ولی عاقبت شمشیرایشان
فروآیدبرقلب بدشان
ولی اندک دارائی خوبان
هزاران باربرکت هست فراوان
ندارند بدکاران سبط نیکو
فروریزدبنیانش زهرسو
نیکوکاران هستنددرپناهش
نمی گزاردبیفتددرراهش
دهدبرایشان ارثی فراوان
که نابود نمی گرددازایشان
نمی بینندبلای زحمت ایشان
همیشه سیرندنزد یزدان
ولی بدکاران درچه حالند
مثال گل صحرا ره سپارند
به شکل دودلحظه نقش دارند
شریران قرض گیرند برنگردد
ولی نیک مردان دست گیرند
کسانی برکت داده خدامان
همیشه سالم هست زندگیشان
وآنهائی که لعنت کرد خدامان
زریشه نابودگشتند ایشان
هدایت می کند نیکان خداوند
بیفتند نیست آسیب نزدایشان
خداوند می گیرددست ایشان
ندیدم درعمرم هیچ انسان
که او افتاده باشد نزدیزدان
همیشه سیرند نزدخدامان
زمانی می بخشد بادل وجان
سخاوت میکند نیکو به انسان
دهد برکتهای فراوان
که هستندآنها ازسبط ایشان
اگرازبدی دوری نمائی
تونیکوئی راسازی بنائی
همیشه زندگیت کامیاب است
نظردارداوانصاف صواب است
نمی گذاردبیفتی دورمکانی
نگهدارت هست درهرزمانی
نیکو کاردهانش حکمت زاست
زبانش راست میگوید هرجاست
دلش پرگشته ازحرف خداوند
مسیرش با راست گشته پیوند
ولی بدکاران هستندبه هرسو
بیندازندنیکوکاردرجو
خداوند هست نظردرکارایشان
نمی گذاردشودمحکوم انسان
امیدت باشد تنها خداوند
دهدبرکت به تونیستی دربند
به چشم خویش می بینی بدکار
فتاده برزمین افتاده ازکار
به چشم خویش دیدم بدکاری
به هرسورخنه کردچون شاخساری
ولی اندک زمانی گشت نابود
نماندازاودیگرهیچ نهالی
ولی پاکان هستند نیکو
سرانجام شوند آسوده هرسو
ولی بدکاران درهلاکند
نمی ماند بدی چون ناپاکند
خداوندهست نگهدارنیکان
نمی گزاردبیفتند این عزیزان
همه دارندبراودردل ایمان
که اوهست تنهاقادرای انسان
همه درسایه اوزنده هستند
کسانی با اوعهد بستند