خوشاآنان که یادتودارند(مزامیر32)
خوشاآنان که یاد تو دارند
توبخشیدی گناهشان ره سپارند
دیگر مجرم نیستند پیش یزدان
ندارند هیچ حیله دردلشان
زمانی دردل دارم گناهی
نمی گویم به تو من گاهی
نمی خواهم بدانی تو گناهم
همش درجنگم باخود راهم
تمام شب گرفتار گناهم
مراراندی دیگر نیستی پناهم
ندارم هیچ شادی ای خدایم
نگاهت درمن نیست گواهم
زمانی پیش تو گویم گناهم
نکردم مخفی ازتوخدایم
به نزد تواقرار می نمایم
وازتوآمرزش می خواهم
هرآنکس به توایمان دارد
اگرکرده گناه فرصت ندارد
به پیش توآید با گناهش
به توگوید حدیث اشتباهش
نمی لغزد ازطوفان راهش
به توآرد پناه هستی خدایش
توهستی پناهم بارالهیٰ
مراحفظ کردی توزبالا
دلم پرگشته از شادی اینجا
که میخوانم سرود ظفررا
توگفتی که هستی راهنمایم
نشانم میدهی تورایم
به تو گویم اندرزفراوان
نمی مانی تودوراز چشمان
نباشید مثل اسبان ای عزیزان
که هستند بالگام به فرمان
ندارند ازخود هیچ نشانی
نمی دانند که هست قادرمکانی
ندارند هیچ آرامش شریران
ولی من باتودارم رحمت ای جان
بپا خیزید زشادی ای نیاکان
که با اوشاد گشته این دلمان
سراید نامش رافراوان
شوید با اوپاکدل دراین خان