| تهران --°

ستایش می کنم خدارا

20px
اشتراک

ستایش می کنم خدارا(مزامیر 30)

ستایش می کنم خدا را

کشیدی من رابالا

تونگذا شتی هیچ وقت دشمنانم

شوندبالاترازمن هیچ زمانم

زمانی آیم پیشت خدایا

به توگویم تمام قصه هارا

توبخشیدی تمام دردهایم

شفادادی به من ای خدایم

رهانیدی مراازلب گور

شکستی چنگالهای آن زور

سرائیدنامش ای عزیزان

که اوقدوس هست دردل به ایمان

اگرچه لحظه ای خشمی برآرد

ولی عشقش تمامی ندارد

تمام شب اگراشگ ریزم

ولی دانم که صبح باتوخیزم

زمانی برخودبود نگاهم

به گفتم کسی رانخواهم

همینکه تومراترک نمودی

پریشان حال گشتم تونبودی

به پشگاهت رسیدم بااشگ

اگرنابود گردم چه سوداست

جسد قادربه سجده کردنت هست

چه کس گوید توراخدائی

توهستی عاشقم توقبلگاهی

توبشنو خداوندا ثنایم

مددکارم توهستی ای خدایم

خدایا تورها کن دردهایم

بده شادی به من ای قبلگایم

توبیرون آرچرکهای درونم

بپوشان برمن باتو پویم

به نزد تو آیم شاد وخندان

سرایم نامت راای یزدان

بگویم تاابد تو هستی

سپاس برتو باد ای که هستی 


📖 بازگشت به فهرست مزامیر