سپاس وحمدگویدبرخداوند
تواعلان کن اعمالش درجمع
سرائید نام اورا هردم
بزرگ وقدیرهست خداوند
تفکرکن تودرکارهایش
ستایش کن همیشه درگاهش
ازاویاری بخوا هردم زراهش
که پیوسته باتوست نگاهش
همیشه یاد آرید فرزندان
شگفتیهای که کرد یزدان
خدای باماست همیشه پیمان
فقط اوداورهست دررضوان
به عهدخودوفاداراست
چوابراهیم درکاراست
قسم خوردست براسحاق
نگهدارد این الصاق
ازاین عهداسرائیل شد
زمانی بودقومی چند
به سرمی برددرکنعان
غریب بودندوسرگردان
همیشه درسفربودن
نبودظلمی به هرمیدان
خداوند بود پشتیبان
خبر می کردشاهان را
که این قوم من هست درراه
نیازارید ایشان را
زمانی باشماست این راه
چوقحطی شددرکنعان
فروختن یوسف فرزندان
چوبستن پای درزنجیر
نهادن گردنش برزین
وقوع پیوست پیشگویی
شدزندانی ازاین روی
بنا سازد بردباری
خدابااوست هرکاری
که شد آزاد اززندان
سپس حاکم شددرفرمان
بُزرگان رابه فرمان راند
مشایخ رابه حکمت خواند
چوآمدیعقوب بافرزندان
شدن ساکن درمصرچه آسان
بزرگ ساخت خداوندقوم خودرا
خداونددادفرزندان به آنها
قویترگشتن ازدشمن درآنجا
خداوندنقشه ای دیگربناکرد
براین قوم ظلم راآشناکرد
شدن درمصربرده ایشان
فرستادخداوند راهنمایان
شدن موسیٰ وهارون نمایان
بپاکردن شگفتیها ز یزدان
شدتاریک مصریکسرزفرمان
نکردندمصریان باورازایشان
شدن آبهابخون آلوده این بار
به مردن ماهییان یکسرازاین کار
وزغ پرشدزمین مصرودربار
پشه انبوه شدبامگس کار
فرودآمدن برمصراین بار
خداوندبارانید تگرگها
ورعدوبرق بودهمراه آنها
همه باغ وگیاهان رفت ازبین
ملخهابیشمارآمدازاین راه
بخوردند گیاهان مصررا
خداوندفرمان دادبه هرسو
به مردن نخست زاده دررو
سرانجام قوم اسرائیل شدآزاد
تمام مصریان گشتند شاد
چون ترس داشتن
ازخدای ایشان
چوروزمیشد بسرابری دوانید
که ازخورشیدهمه محفوظ مانید
شباآتش بخشید برایشان
زتاریکی دورماندانسان
چوگوشت خواستندازخداوند
فرستاد بلدرچین رابه هربند
ازآسمان نانی رها کرد
شکافت صخره راآبی دوان کرد
خداوندوعده هایش آمین است
به ابراهیم گفت نسلش چنین است
خداوند آزاد کرد قوم خودرا
سرودخوانان شدن بیرون درراه
به ایشان داد هریک سرزمینی
پرازمحصول بودهرجابینی
وفادارندعهدش راایشان
چودستورمیدهدباشندنگهبان
سپاس برخداوند یزدان
که قوم اسرائیل شدنمایان