گنج عریان · بخش ۸۰ از ۵۱۰
ما شیطان خواهیم هم خدا
دریک چشمه نمی جوشد دورا
یاشیرین هست گواراازخدا
یاتلخ هست میدود دراین سرا
ای عزیزان درخداشادیهاست
دل راروشن کنی اوگواهست
باتومیگوید زعشق بی انتهاست
اوچراغ روشنی درقلب ماست
هرکسی بانوراوهمراه شود
لغزشها رادرخود می زند
می رسد جای جان بیرون کند
اورابا دل صدا می زند
بعدازمن مراخواهیدشناخت
قصه ای بودم برایم اونهاد
ورنه من خاموش بودم درستاد
اوبرام قصه می گفت زیاد