| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۶۳ از ۵۱۰

63

هرچه ازاوگفتم پنهان شدی

تابکی خودرافریبی کرشدی

روزآخردیرهست فربه شدی

تابخودآئی گذرکرده شدی

هرکه اندیشد جهان بی داوراست

چرخش این دنیا بی پیکراست

باخودبوده ندیده باوراست

اوسرآخردرچشم رفتگراست

بی خبرهستیم ماازحالمان

همسایه رفته ازنزدمان

منتظرهستی که آید آن فغان

برگیرد تورا ازکاروان

تابکی درفکرخودداری خدا

چشم راپرکرده ائی ازدیده ها

عیسی هست اوتورا آرد پناه

باخونش میشوی دورازگناه