گنج عریان · بخش ۵۰۶ از ۵۱۰
برای فصل آزادی
کسی ازما نمی میره
کسی ازما نمی گیره
فقط تن پوشه که گیره
عشق راازتوتمنا میکنم
دل راازتوپویا میکنم
روح راازتوگویا میکنم
تا بیای درمن مهیا میکنم
پشت دربُت پرستان دردعا
توخواندی تنهاعاشق مرا
ازکجا دانستی دل هست دردعا
می جوید خدای زنده را
ای دل به توگفتم که اسیرچشم یارنشو
ازدیده حذر کن گرفتارنشو
بادیده چودیدی گرفتارشدی
نادیده تورادیده ازاو زارنشو