| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۵۰۶ از ۵۱۰

506

برای فصل آزادی

کسی ازما نمی میره

کسی ازما نمی گیره

فقط تن پوشه که گیره

عشق راازتوتمنا میکنم

دل راازتوپویا میکنم

روح راازتوگویا میکنم

تا بیای درمن مهیا میکنم

پشت دربُت پرستان دردعا

توخواندی تنهاعاشق مرا

ازکجا دانستی دل هست دردعا

می جوید خدای زنده را

ای دل به توگفتم که اسیرچشم یارنشو

ازدیده حذر کن گرفتارنشو

بادیده چودیدی گرفتارشدی

نادیده تورادیده ازاو زارنشو