گنج عریان · بخش ۵۰۴ از ۵۱۰
همه مردن بی حاصل
نبردن عشق رابردل
شدن خارآن منزل
چنین شد قصه مشکل
توبامن درپیمانی
مراازخود میدانی
رهاشوازجانی
همیشه پیش من مانی
توبامن گرهمراهی
نخواه ازمن جان خواهی
به تودادم که راه آئی
نگیری درخود کاهی
صدایت می کنم آوای من باش
گواهت می کنم ازخود فروپاش
بدانی باتومن هستم چوکوه باش
به دیددل نگربرمن رکوع باش