| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۴۸۷ از ۵۱۰

487

برای آزادی تو

نهادی جان خود

زمانی بودیم درخود

رهاشده بی خود

اگرعشقم میلاده

اگرروزم فریاده

من ازعشق تومیگویم

مرادردل بنیاده

هستم آنکه هستم

دل برتوبستم

پیمان خود شکستم

نالم بی توهستم

اگردرمن بمانید

مرابادل بخوانید

هستم درتوتوانی

آرام باش زمانی