| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۴۸۵ از ۵۱۰

485

تمام فقرما ازبی خدایست

نکردیم باورش داریم خدائی

که اوزنده هست بیند چه راهی

بُت الله نیست دراوجائی

هرکس درراه تو

دادی به اوتن پوشی نو

دورش کردی ازگناه

اینها نشان عشق تو

عاشقان خداوندم

ندارند دنیا مأوائی

همه رکن اوباشند

ربوده میشوند گاهی

تورابینم سرافرازی

دراین عشق دل افرازی

توهم بامن هم آوازی

تودردل مرانازی