گنج عریان · بخش ۴۸۵ از ۵۱۰
تمام فقرما ازبی خدایست
نکردیم باورش داریم خدائی
که اوزنده هست بیند چه راهی
بُت الله نیست دراوجائی
هرکس درراه تو
دادی به اوتن پوشی نو
دورش کردی ازگناه
اینها نشان عشق تو
عاشقان خداوندم
ندارند دنیا مأوائی
همه رکن اوباشند
ربوده میشوند گاهی
تورابینم سرافرازی
دراین عشق دل افرازی
توهم بامن هم آوازی
تودردل مرانازی