گنج عریان · بخش ۴۸۳ از ۵۱۰
گفتم به نام عشق تطهیرکنم
این کالبد مرده راتکبیر کنم
جامی زخونش بگیرم درعشق
آن عهد بقا راتکثیرکنم
فریاد وفغانم همه ازعشق توبود
فریاد زدم نام تودرها بگشود
مانم که چراکس بیاد تونبود
تومظهرعشق ودنیا چه بود
مرا توبیادبیارای همه جونم
خسته تن رهانشم بی توبمونم
خیلی سخته این روزا بی توبخونم
توامید دلمی باتوست زبونم
بزارعالم بدونندمنم دیوانه تو
تورودوست دارم جان فدای تو
نمی خوام دیگه زنده باشم بی تو
تورومی خوام منم عاشق تو