| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۴۴۷ از ۵۱۰

447

دلم تنها ئی عزلت گزیده

دعا رادردعا دردل د یده

چنان دردل شیعه کشیده

چنین شادی کسی دردل ندیده

خداوند وعده هایش امین است

اگرازروح سخن آید یقین است

مجو درفکر خود افکارکین است

خداوند دردل هست ایمان چنین است

به روز داوری دل آید میدان

زتوگوید سخن نشنیدی چندان

حقیقت باحقیقت بسته پیمان

نشاید شکست این وعده پنهان

خداوند خدا ازدل بخواهید

زمانی باروحش دردعائید

دل رادرخود برپا نمائید 

     ازاین دنیای شر حتماً رهائید