گنج عریان · بخش ۴۴۷ از ۵۱۰
دلم تنها ئی عزلت گزیده
دعا رادردعا دردل د یده
چنان دردل شیعه کشیده
چنین شادی کسی دردل ندیده
خداوند وعده هایش امین است
اگرازروح سخن آید یقین است
مجو درفکر خود افکارکین است
خداوند دردل هست ایمان چنین است
به روز داوری دل آید میدان
زتوگوید سخن نشنیدی چندان
حقیقت باحقیقت بسته پیمان
نشاید شکست این وعده پنهان
خداوند خدا ازدل بخواهید
زمانی باروحش دردعائید
دل رادرخود برپا نمائید
ازاین دنیای شر حتماً رهائید