گنج عریان · بخش ۴۴ از ۵۱۰
مرادراین سرازندگی نیست
دلم درپادشاهی تومی زیست
امیدم درتوهست دوریم نیست
چنان شوقست مراباتوکنم زیست
تشکر می کنم مهربانم
من ازتودارم این نشانم
توبودی مرادادی مکانم
وجودم شکرتوست آید زبانم
اگردیده کورست دل بیناست
مهیاکرده ای بهرم دنیاست
تورادارم چه کم دارم دریاست
همه دانند خداوند با ماست
حسرتی ازاین سرادرمن نیست
این دلم درشوق تومی زیست
دیده ام باتو چه غوغایست
این سراپوچست مکان دیگریست