گنج عریان · بخش ۴۳۷ از ۵۱۰
همه درنام اودارند نگاهی
یکی باسود او سازد بنائی
یکی دل میدهد ازخود رهائی
کدامش درتوهست خود آشنائی
دلها شدن پرازامید
راه توست این نوید
وقتی عمرسررسید
عشقو تومی بینی به دید
دل وبزار روی صلیب
دعائی توباشه حبیب
وقتی شد روحش نصیب
رسیدی توپیش طبیب
دعا بکن تاروح بیاد
زنده بشو شادی میاد
نباش به فکرخود زیاد
تابرسی خودش میاد