گنج عریان · بخش ۴۲۴ از ۵۱۰
روح محمد با بُتان
آوازخوانست درکسان
خودرارهاکن درنشان
تابرتوآید آن توان
تابکی دردم تورادرمان کنم
باشیطانی توراپنهان کنم
توبه رادردلگشا آن کنم
چون مهمانی شاهانت کنم
توبه دل درخدا شادی کند
ایمان رادرتوهادی کند
مظهرعشق رافرهادی کند
درسکوت دل فریادی کند
بینی این همه دزدوریا
چون کبکی دمها درهوا
باورتوکردی این خدا
با دل نبودی دردعا