| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۴۲۱ از ۵۱۰

421

سفر برای رفتنه

جداشدن ازاین تنه

خدای ما چون وطنه

دوباره مارامی تنه

گفتم ازعاشقی

داند سرشت عاشقی

بردارشددرعاشقی

برمابگوید عاشقی

دنیا نداردهیچ دوام

برتوگویم یک کلام

برعشق دل کوئید سلام

اوست درما خوش مرام

گرتورابادیده دنیاخوش هست

لحظه ای چشم راببند درتوچه هست

گرچشم خواهی بدنبالش هوس

توگشتی باشیطان همدست