گنج عریان · بخش ۴۰۱ از ۵۱۰
هرجامیره ناقوس دل
صدا میزنه ز دل
کجائی تودوری زدل
یاهمنوا شدی بادل
خداوندا بده تابنوشم
شراب توست تنها مدهوشم
مراپاک کند تاخروشم
با روح پاکت خود رابپوشم
نگوئید بامن درچه حالم
گهی دیوانه ام گه درملالم
اگر بااو شوم نیست خیالم
بدون اوهمیشه درزوالم
خرامان میروم اوبامن همراه
دعایم اوشده درهر گذرگاه
نیم باخود هیچ وقت تنها
کسی جزاونبینم با دل همراه