| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۳۸۰ از ۵۱۰

380

هرکسی آمدازاوگفت سخن

شاهدم حاضربود درانجمن

یک نفر ازدل دروغ بود درسخن

دیدم گردن شکست افتاد به تن

ای عزیزان دردل گیرید صلیب

نقش هستی دراونیست غریب

فاتح هستی دراوآئی نصیب

غافلان ازشیطان خوردن فریب

تو نخور فریب دنیا

ظاهرش هست زیبا

دل نگهداردردعا

تا ببینی تو خدا

من یقین دارم شاهدهست مرا

چون نگاهش برمن هست آشنا

لغزشی درمن باشد این سرا

او ندایم می دهد هستی کجا