گنج عریان · بخش ۳۵۱ از ۵۱۰
سیر جهان قسمت دزدان شده
غافله سالارشان شیطان شده
آدم وحوا پریشان شده
نطفه انسان چراگم شده
دردلم شوق توپروازیست مرا
برچه کس گویم این رازیست مرا
باتو بودن رقص وآوازیست مرا
دردلم عشق تودمسا زیست مرا
دل هست قبلگاه بهر خدا
تومجودرهیچ مکان زنده را
مرده خوران بُتها آرند بپا
تا فریبند انسانهای خدا
خداروح هست نساز بهرش مکانی
خداوند زنده هست دردل چوخوانی
نساز باخشت وآجر زندانی
بیاد آور خدا ذاتست دانی