گنج عریان · بخش ۳۴۹ از ۵۱۰
سخن راست نیست بیگناهی
اگرتوفاسدی گمراهی
مرادردل مگیر هرکجائی
نگو درنامم هستی گواهی
همه دنبال علمند یا ثروت
ندارند درخودلحظه ای وقت
چنان درخودند درگیرشهوت
نپندارند خدائی هست برتخت
زبان ودل یکی کن ای دوست
که هردودرتوعریان ونیکوست
نپنداری گناه ازتومرده است
دراین ویران سرا شیطان زنده است
سفرکردم که درتوزنده باشم
به ناقوس دل زیبنده باشم
بده آن نورت تابنده باشم
زروحت پرشوم درخود نباشم