گنج عریان · بخش ۳۳۷ از ۵۱۰
برام تومثل آبی
نه درجام شرابی
بادلم تمامی
درمن چون ربابی
هیچ کس نداند این مِل
مستی دراوغوغاست
چنگی زنم ازدل
آهنگی خوش آواست
تمام دردما ازبی خدایست
خداداریم ولی درخودنگاهیست
زمانی مارسیم چون درد زاهیست
رهاکن دردمن درتوشفایست
من ازگفتارعاشق پند پذیرم
میخوام ازاوفقط درس گیرم
رسم تادم آخرکه پیرم
بده پندی دگردرتوبمیرم