گنج عریان · بخش ۳۲۳ از ۵۱۰
هرچه غم داری بگو باخدا
اوهست همراه تودرهرنگاه
توبزارغمهات بردوش راه
می رباید غمهایت راخدا
دردعاباش دردعاباش دردعا
سختیهای نگاه راکن رها
او میداند چه کم داری زراه
برتوآسان میدهد آن توشه را
کارخدا ازماجداست
فکرما دراو فناست
بهترنیست دل دهیم براوراست
او می داند کجاهستیم کجاست
ما به کار خویشیم باخدا
هیچ وقت بااو نگفتیم قصه را
وقتی افتادیم هی گویم خدا
توکجائی بینی این بنده را