| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۹۱ از ۵۱۰

291

عاشقان یک لحظه تصویر گناه

برشماگویم سخن ازآشنا

درکجا کُشتن خداوند ما

این جهان قتلگاه هست بهر ما

ازمن خُرد مگیرید دوستان

باید دیوانه باشی تا بدانی حالمان

وقتی مقصود آید درمیان

بهترخواهی فهمید دردمان

هرکسی مارانظر درخود کند

او نمی داند چه برخود می کند

وقتی ازخود برون شد آن کند

تا بداند اودرما چه کند

من هم درجمع همدلان

سیلیها خوردم این مکان

چون خداوندم گفت آن زمان

توهم خواهی نوشید جام مان