گنج عریان · بخش ۲۸۸ از ۵۱۰
درویش نیستم خرقه پوش
مفلس نیستم ژنده پوش
عریانی هستم به گوش
روحش درمن هست خروش
نیست هیچ سخن درکارمان
حافظ ومولانا افکارمان
برخود آیم دررفتارمان
نقش اوراحک کنیم بردارمان
عاشقان اینجانیست زندگی
هرکدام ازماهست دربردگی
گرتوخواهی بگسلی این بندگی
دل سپار عیسی هست پایندگی
هرکه ازمانیست مارا می زند
چونکه میخواهد شبیه خودکند
آنکه دل داد بهرعاشقی
داند با تو دل را چه کند