گنج عریان · بخش ۲۷۹ از ۵۱۰
برمن می گویند نجس
معنی نمی دانند چه هست
هرچه دردل توهس
آری زبان رنجانی کس
من گناهم نیست گناهکارم هنوز
اوبرمن گفت شفاهم دراوست
می بینم تورا با آه سوز
مینالی ازخودت ای دوست
گرچه بیمارم مرادرمان مکن
ای طبیب عاشق پیمان مکن
شاید روزی شفایابم زتودوری کنم
من توراخواهم زدردم کم مکن
مولانا عشقش بود خدا
تونجو مولانا رادرنگاه
راه حق راپیش کن این سرا
توخواهی دید مولانا براه