گنج عریان · بخش ۲۳۸ از ۵۱۰
مرگ برایم چون دعاست
مقصد برایم آشناست
مقصود میدانم کجاست
غافل نیم روحش گواهست
عاشقان مولانا نیست ندا
من دم آخرمی گویم تورا
او میجوست خداراهرکجا
من رسیدم حق میگوید تورا
درخصلت عاشقان
معنا ندارد این جهان
آنها سپردنددل به خان
آزاد شدن ازمردگان
درقیدو بنداین جهان
خودرانگرچون کودکان
دورند ازافکارجان
شفافند درحق روان