گنج عریان · بخش ۲۳۵ از ۵۱۰
برهم زدیم این سرا
شیطان صدا کردیم بیا
بنگر تو درکارما
ازتوداریم ما بقا
من به چشم خود دیدم گمرهان
پربودن ازگناه درنفسشان
حال پرسم ازشما ای عاشقان
آمدن بهرچه بود دراین مکان
خالص باید شد درروان
روحهاکنی بیرون زجان
چون خدا پاک هست نزدمان
نام عیسی رهانندست بخوان
دردلم شوق توفریاد می نمود
تومراخواندی مرایاد بود
ورنه من مرده ائی بودم خمود
درنامت دل ازروح زنده بود