گنج عریان · بخش ۲۲۰ از ۵۱۰
دیدی همه شیطانها
رهبرشدن دراین سرا
گفتی گناهی نیست مرا
تو انتخاب کردی خطا
نیت ازدل بیاوردرخدا
تادورگرددزتوسختی راه
نذرهایت راکن ازدل ادا
تابرایت جمع گردددرسماء
عاشقم باجان وخون من راخرید
فیضش درعشق چنان برمن رسید
من گناهکاری بودم اوبدید
باز من رادرآغوشش کشید
من گفتم برهمه نا باوران
عاشق اوست باید گرددعیان
ما معشوقش شویم بادل وجان
تابدانیم این سّر بیکران