گنج عریان · بخش ۲۱۳ از ۵۱۰
اطراف ما روحها پرند
هریک به نوعی رهبرند
شهوت درتوست می برند
درتوسوارند چون سرند
دل باخدا افتاده است
تعلیم درروح دیده است
چشم ازجهان بسته است
اورابدل آورده است
گرباخدائی بی نیاز
ایمان درتوسرفراز
هرگز نمی افتی به آز
سختی هست ازاوست راز
تا غنچه گُل شود
میوه دهد ثمرشود
صبراست بایددُرشود
خامی ما پخته شود