گنج عریان · بخش ۱۹۲ از ۵۱۰
خداوندا خداوندا
دلم بی توچه ها دیده
درآن غفلت گناه دیده
ولی با توسماء دیده
درایمان باتوام ساکن
نکن عشقت زمن باطن
فرو افتاده ام ازذهن
تورا می خوانم ای آذین
رسیدم برتومقصودم
تورا دارم پرسودم
نشانم داده ای بودم
گناهکاری سیاه جودم
هرچه گفتم باورم باورکنید
قصه این عشق رامهترکنید
بااو باشید ودل کهترکنید
نوبراین عشق رااخترکنید