| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۶۴ از ۵۱۰

164

گنج ما درآسمان است

خوبی ماگنج مان است

برخود آیم درتوان است

دل دهیم اوعشق مان است

گنج بی پایان نهادم بهرعشق

تابدانند عاشقان اسرارعشق

اوبا مابود میگفت زعشق

مارسیدیم عاشقان به عشق

گفتم ازدنیا مرا وابزار

بیخبرهستم من ازکاروزار

دل به توبستم شدم درتونگار

بیخبر ازحال خویشم درمزار

ما نگفتیم قصه ازسّرخُفت

قصه گویم درکتاب عشق گفت

بامن همراه شویدرازیست نهفت

اودرمابود اینها را شکفت