گنج عریان · بخش ۱۶۱ از ۵۱۰
می بینم روحهای بیشمار
دراطرافم هستند قطار
گرباتو نبودم ای نگار
روحها برمن بودن سوار
آواز عشقم درهردیار
مُرده ها بامن ندارندهیچ قرار
هرکه نامم دارد هست یار
دشمن ها دارم اینجا بیشمار
ای عزیزان بهر من آماده اید
یا بدنبال هوس رفته اید
بیخبر آیم بیادم مانده اید
بادعا برخود زره پوشانده اید
باشما هستم همیشه درقرار
بامنید درمن بمانید ماندگار
نگسلید من رامی آید مار
می زند باافیون دیده خمار