| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۶ از ۵۱۰

16

دراین خلقت سّری هست

که ازآدم انسان گشت

حقایقهای او دردشت

که کورازاو بینا گشت

من نگفتم سخن ناباوری

اودرمن زنده بودباوری

بامن میگفت درروح حاضری

اوبود درمن شدم ماهری

این همه گفتم نوشتم ازنگار

داود دیگری بودم بکار

گوش گیرید عاشقان این دیار

اوهست درماهمیشه نقش یار

خود را با اوسرآغازی کنیم

ریشه شیطان زتن درکنیم

ورنه خاموشی گزینیم کرکنیم

دل راازخدابیرون کنیم