گنج عریان · بخش ۱۵ از ۵۱۰
مرادردیده ها خارست
زمانی دل درآزارست
که شهوت مرده بیمارست
حقایق ها هوشیارست
حقایقها شده عریان
خداوند آمد میدان
بگفت باماازرحمان
شکست آئین دیوان
حقیقت درحقیقت بود
زمانی عشق درخان بود
فداکرد اوپیمان بود
ازاو دلها درمان بود
هنوزم ما مستیم
شراب عشق دردستیم
نکردیم باورش رستیم
ولی پیمان زدل بستیم