| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۲۳ از ۵۱۰

123

انسان داردبسی ناخالصی

روحهای بشمارازهرکسی

وقتی می آئی براورسی

دورگرداند زما ناکسی

گفتم این دنیاعبورهست آن سرا

امتحانیست اینجا بهر راه

هرکسی باورندارد این خدا

مقصدش نامعلوم مقصود گواه

بعد مُردن داوری هست زما

درکجای قصه بودیم باخدا

بی خبر ازاوبودیم این سرا

یابُتی داشتیم نامش بود خدا

بین بُت باخدا فاصله هاست

باخداحرف میزنیم بُت بیصداست

دل گواه هست اوزنده پیش ماست

باروحش پرشوئی آن ازخداست