| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۱۰ از ۵۱۰

10

مادرخدا وابسته ایم

پیمان عشق بسته ایم

جزاوچنان خسته ایم

گمراه ودربسته ایم

سکان زندگیم دردست اوست

می بینم درطوفانم هنوز

من دارم لغزش اونکوست

دل راکامل ندادم آن فروز

من ازاو گویم سخن دل نماست

براو دل راسپردم رهنماست

برچه کس گویم اودرمن خداست

روح اودرمن عجین تاانتهاست

قسمتم این بود بگویم زعشق

جزاوباورنکردم کس زعشق

اودرمن بوده ومی گفت زعشق

ایمانم درمن گفت اوست عشق